یک حس عجیب به من دادی!
من زودتر از همه دوستام یعنی در اول20سالگی ازدواج کردم.زودی درسم رو تموم کردم و زودی وارد ارشد شدم.همیشه می خواستم ببینم بعدش چی می شه .چه حسی بعد هر مرحله از زندگی هست.ولی وقتی فهمیدم تو در وجود من ریشه دواندی و خدا مادر شدن رو به من هدیه کرد حس خیلی متفاونی پیدا کردم.انگار 10 سال بزرگتر شدم.انگار دیگه راستی راستی وارد دنیای آدم بزرگا شدم!حتی بعد ازدواج هم این حس تا این حد بهم دست نداده بود.امیدوارم روزی خودت هم این حس شیرین رو تجربه کنی.
زودتر بیا که دنیا منتظر توست.صبر نکن دنیا برات برنامه ریزی کنه.خودت آره خودتو برای دنیا برنامه بریز.مثل اکثر آدمای این دوره زمونه نباش که اسیر روزمرگی های این زندگی شدن.تو یک آدم جدید باش.نمی دونم تو معلم من خانم قزوینی رو خواهی دید یانه.کسی که مثل مادر بود برامون در اول دبیرستان وبعد از فارغ التحصیلی هم تنهامون نذاشت و راه و رسم زندگی رو بهمون یاد داد.امیدوارم همیشه همچین آدمایی تو مسیر زندگیت قرار بگیرن.وقتی خبر مادر شدنم رو به ایشون دادم گفت که برات همیشه دعا کنم که به دنیا اومدن تو موجب گشایش جهانیان بشه!نمی دونم چجوری.ولی من در دوران بارداری این دعا رو زیاد برات کردم.
نمی دونم عزیز دلم چه اتفاقایی توی زندگی در انتظارته ولی بدون خدا هیچ وقت تنهات نمی ذاره.اگه همیشه به او متوسل باشی هیچ چیز ترسناکی توی این دنیا وجود نداره.عزیزکم.من خودم هم یک بنده م که نمی تونم تو رو از همه خطرا حفظ کنم.ولی تو رو بیمه حضرت فاطمه(سلام الله علیها )کردم.کسی که اگر نبود هیچ چیز نبود.چون خدا به پیامبر(ص)فرمود:اگ تو نبودی دنیا را نمی آفریدم و اگر علی (ع)نبود تورا نمی آفریدم و اگر فاطمه (س)نبود هیچ یک از شمارا نمی آفریدم.1
پس دخترکم.به خودت ببال که از جنینی با این بانو مانوس بودی.امیدوارم در آغوش او زندگی کنی.امیدوارم تا باشم و تو رو در همه مراحل زندگی همراهی کنم ولی بدون که تو همراهی خیلی بهتر از من داری.
1.الجنة العاصمة : 148 ، مستدرک سفینة البحار : 3 / 334 عن مجمع النورین : 14 ، عن العوالم : 44


یک حس عجیب به من دادی! 
